einbüßen
transitiv/intransitiv۱. از دست دادن
tr.; [*][hat]
Beispiele:
آراء را از دست دادن
Stimmen einbüßen
۲. [ارزشِ چیزی] پایینآمدن/ کمشدن/ کاهشیافتن، [مقداری از ارزشِ خود را] از دست دادن
itr. (an Wert usw.)
۳. لطمه دیدن
[*][hat]
۱. از دست دادن
tr.; [*][hat]
آراء را از دست دادن
Stimmen einbüßen
۲. [ارزشِ چیزی] پایینآمدن/ کمشدن/ کاهشیافتن، [مقداری از ارزشِ خود را] از دست دادن
itr. (an Wert usw.)
۳. لطمه دیدن
[*][hat]