durchboxen
transitiv۱. (نقشه ای را؛ هدفی را با تلاش) عملی کردن
[*][hat]
۲. (قاطعانه بر مشکلات) غلبه کردن
[*]; sich
۳. (به زور در میان جمعیت) راه باز کردن
[*]; sich
۱. (نقشه ای را؛ هدفی را با تلاش) عملی کردن
[*][hat]
۲. (قاطعانه بر مشکلات) غلبه کردن
[*]; sich
۳. (به زور در میان جمعیت) راه باز کردن
[*]; sich