dramatisieren
transitiv۱. بزرگ/ گنده کردن، شلوغ کردن؛ حالت فجیع دادن؛ موضوعی را بدتر (مهیج تر؛ گنده تر) از آنی که هست نمایاندن
fig.; [hat]
۲. به صورت نمایشنامه در آوردن؛ به شکل درام در آوردن
Roman usw.; [hat]
۱. بزرگ/ گنده کردن، شلوغ کردن؛ حالت فجیع دادن؛ موضوعی را بدتر (مهیج تر؛ گنده تر) از آنی که هست نمایاندن
fig.; [hat]
۲. به صورت نمایشنامه در آوردن؛ به شکل درام در آوردن
Roman usw.; [hat]