distanzieren
transitiv۱. چیزی را رد کردن،چیزی را بجا/ وارد/ صحیح دانستن
sich distanzieren von
۲. پیش افتاده از، پشت سر گذاشتن، جلو زدن از، پیشی گرفتن بر؛ شکست دادن
tr.
۳. فاصله گرفتن؛ اجتناب کردن
sich
۱. چیزی را رد کردن،چیزی را بجا/ وارد/ صحیح دانستن
sich distanzieren von
۲. پیش افتاده از، پشت سر گذاشتن، جلو زدن از، پیشی گرفتن بر؛ شکست دادن
tr.
۳. فاصله گرفتن؛ اجتناب کردن
sich