wort dictionary

disponiert

Adjektiv

۱. آماده بودن، حال کسی مستعد بودن، روی موج بودن [عا]

bereit sein

Beispiele:

خواننده امروز آمادگی خواندن را ندارد

der Sänger ist heute nicht disponiert

مستعد/ آماده ی مبتلا شدن به یک بیماری بودن

zu einer (für eine) Krankheit disponiert sein