wort dictionary

disponieren

intransitiv

۱. چیزی در اختیار خود کسی بودن، در کاری مختار بودن، دست کسی در کاری آزاد بودن، در اختیار داشتن

disponieren (können) über Akk.; [hat]

۲. تنظیم کردن؛ برنامه ریزی کردن؛ ترتیب دادن

ordnen; [hat]