daheim
lokal۱. در خانه، در منزل؛ اهل؛ شهر؛ کشور؛ وطن، موطن، میهن، در وطن
zu Hause (=> Haus 2)
Beispiele:Wendungen:
خانه ات کجاست؟
wo bist du daheim?
در نزد من (در خانه ی من) جشن گرفتیم
wir haben bei mir daheim (daheim bei mir) gefeiert
در کاری سررشته داشتن، به کاری وارد بودن؛ سرش شدن
daheim sein in Dat., ugs.
هیچ کجا خانه/ وطن خود آدم نیم شود
daheim ist daheim