wort dictionary

bleichen

transitiv/intransitiv

۱. روشن (تر) شدن؛ سفید شدن؛ رنگ چیزی رفتن؛ کم رنگ شدن؛ بی رنگ شدن

[ist]

۲. روشن (تر) کردن؛ سفید کردن؛ رنگ چیزی را بردن؛ بی رنگ (کم رنگ) کردن

[hat]