wort dictionary
FADE

bitte

kausal

۱. لطفاً بی زحمت؛ بفرمایید؛ متمنی است، خواهشمند است

Aufforderung, Wunsch

مثال‌ ها:

لطفاً چراغ را روشن کن

mach bitte das Licht an!

لطفاً‌/ متمنی است سیگار نکشید

bitte nicht rauchen!

ممکن است کمی آهسته تر صحبت بفرمایید؟

würden Sie bitte etwas leister sprechen

ممکن است با آقای فلان صحبت کنم؟

kann ich bitte Herrn X sprechen?

آن مداد را لطف/ مرحمت می کنی؟

gobst du mir bitte den Bleistift

بفرمایید

bitte (setzen Sie sich, bedienen Sie sich)!

بله؟ چه گفتید؟ چه فرمودید؟ ببخشید؟

(wie) bitte?

بفرما، نگفتم؟

bitte! habe ich's nicht gesagt?

(با تهدید و تاکید) بله؟ چی؟ چی گفتی؟ چشمم روشن!

wie bitte?

لطفا ورق بزنید! (بقیه در صفحه ی بعد)

bitte wenden!

۲. خواهش می کنم، تمنا/ استدعا می کنم

(Antwort auf Dank, Entschuldigung usw.)

مثال‌ ها:

خواهش می کنم!؛ بفرمایید!

bitte sehr (bitte schön)!