bezahlt
Adjektiv۱.
Beispiele:
کارکنان کارمزدی/ روزمزدی/ خرید خدمتی
bezahlte Kräfte
۲. با (استفاده از ) حقوق
Urlaub usw.
۳. به صرف بودن، صرف کردن، صرفیدن؛ (به زحمتش) ارزیدن
sich bezahlt machen
۱.
کارکنان کارمزدی/ روزمزدی/ خرید خدمتی
bezahlte Kräfte
۲. با (استفاده از ) حقوق
Urlaub usw.
۳. به صرف بودن، صرف کردن، صرفیدن؛ (به زحمتش) ارزیدن
sich bezahlt machen