bewähren
۱. خود را نشان دادن، امتحان خود را (خوب) پس دادن؛ (موفق) از کار/ از آب در آمدن؛ (در عمل) معلوم شدن که؛ به ثبوت/ اثبات رساندن؛ از آزمایش درآمدن
sich bewähren
Beispiele:
ابتدا باید (قابلیت) خود را نشان دهد تا...
er muss sich erst bewähren, ehe...
این روش بسیار موفق از کار در آمده/ امتحان خود را داده است
diese Methode hat sich sehr bewährt
دوستی خود را نشان دادن/ به ثبوت رساندن؛ دوست خوبی از کار در آمدن
sich als guter Freund bewähren