betreuen
transitiv۱. پرستاری کردن از؛ مراقبت/ مواظبت/ نگهداری کردن از، رسیدن به
Kranke, Kinder usw.; [hat]
۲. اداره کردن، گرداندن، به کارهای چیزی رسیدن/ رسیدگی کردن
Geschäft, Praxis usw.
۳. سرپرستی کردن، مسوول کاری بودن
Sachgebiet usw.; [hat]
مثال ها:
از کسی سرپرستی کردن
jdn. betreuen