wort dictionary

bestaunen

transitiv

۱. (حیرت زده) خیره شدن به، خیره/ حیرت زده نگاه کردن به؛ مبهوت چیزی شدن؛ حیرت کردن از، در حیرت شدن از؛ تعجب کردن

[hat]

Beispiele:

از کسی یا چیزی حیرت کردن؛ با حیرت به کسی یا چیزی نگاه کردن

jdn. oder etwas bestaunen

او مورد تعجب همه واقع شد (تعجب همه را نسبت به خود برانگیخت)

sie wurde von allen bestaunt