bereinigen
transitiv۱. رفع/ برطرف کردن (مشکلات؛ سوء تفاهم؛ اختلاف و دعوا)، از میان برداشتن، از بین بردن
Problem, Missverständnis usw.; [hat]
۲. حل و فصل کردن
Streit usw.; [hat]
۳. برطرف شدن (مشکلات؛ سوء تفاهم؛ اختلاف و دعوا)
sich
۱. رفع/ برطرف کردن (مشکلات؛ سوء تفاهم؛ اختلاف و دعوا)، از میان برداشتن، از بین بردن
Problem, Missverständnis usw.; [hat]
۲. حل و فصل کردن
Streit usw.; [hat]
۳. برطرف شدن (مشکلات؛ سوء تفاهم؛ اختلاف و دعوا)
sich