wort dictionary
FADE

bereichern

transitiv

۱. غنی کردن؛ افزایش/ گسترش/ توسعه دادن، وسعت بخشیدن، اضافه کردن؛ پرمایه کردن

tr. (Sammlung; Wissen usw.); [hat]

مثال‌ ها:

کتب با ارزشی به کتابخانه اضافه کردن

die Bibliothek um wertwolle Bücher bereichern

۲. از چیزی بهره بردن/ بهره گرفتن، به معلومات کسی اضافه کردن، از چیزی مستفیض شدن

tr.; etwas bereichert jmdn.; [hat]

۳. پولدار شدن،‌ ثروت به هم زدن، منفعت بردن؛ پول به جیب زدن [عا]

sich bereichern