wort dictionary

beordern

transitiv

۱. فرمان دادن؛ امر کردن

[hat]

Beispiele:

کسی را مامور برلین کردن (دستور رفتن به برلین را به کسی دادن)

jdn. nach Berlin beordern

کسی را نزد خود احضار کردن

jdn. zu sich beordern