wort dictionary

befahren

transitiv

۱. رفتن از، استفاده کردن از (وسیله ی نقلیه)؛ رفت و آمد کردن در؛ (با وسیله ی نقلیه) عبور کردن

[hat]

Beispiele:

جاده پر رفت و آمد/ شلوغ

eine stark befahrene Straße

کم رفت و آمد، خلوت

wenig befahren

از این جاده به ندرت برای آمد و رفت (وسیله ی نقلیه) استفاده می شود

diese Straße wird nur noch selten befahren