wort dictionary

bedrücken

transitiv

۱. فشار آوردن

[hat]

۲. ناراحت کردن

[hat]

Beispiele:

از چه چیزی ناراحتی؟ چه چیزی موجب ناراحتی تو شده است؟

was bedrückt dich?

۳. افسرده کردن

[hat]