autorisieren
transitiv۱. وکالت دادن؛ اختیار دادن؛ اجازه دادن
[hat]
Beispiele:
به کسی برای کاری وکالت (اختیار) دادن
jdn. zu etwas autorisieren
۱. وکالت دادن؛ اختیار دادن؛ اجازه دادن
[hat]
به کسی برای کاری وکالت (اختیار) دادن
jdn. zu etwas autorisieren