außer
Konjunktion۱. مگر؛ (به) جز، (به) غیر از، الا، سوای [عا]، به استثنای؛ مگر آنکه، الا اینکه
Beispiele:
هر روز مگر/ بجز این یکشنبه
täglich, außer diesen Sonntag
می آییم مگر (اینکه/ وقتی که) باران ببارد
wir werden kommen, außer (wenn) es regnet
مگر اینکه، الا اینکه، بجز اینکه
außer dass ... (außer wenn ...)
مسافرتمان خیلی خوب بود به جز اینکه من سرما خورده ام؛ صرف نظر از سرماخوردگی من مسافرتمان خوب بود
unsere Reise war sehr schön, außer dass ich mich erkältet habe
او به کمک احتیاج ندارد مگر موقعی که مریض است
er benötigt keine Hilfe, außer wenn er krank ist