auspumpen
transitiv۱. (با تلمبه) خالی/ تخلیه کردن (آب؛ هوا)
Wasser, Luft, Behälter; [*][hat]
Beispiele:
معده را خالی کردن (شستشو دادن)
den Magen auspumpen
۲. از کمر انداختن، هلاک/ داغان کردن، نا نگذاشتن برای
fig.
Beispiele:
از رمق افتاده ام؛ نا ندارم
ich bin völlig ausgepumpt