ausholgen
intransitiv۱. (چیزی را کاملا) عقب بردن/ بلند کردن
itr. (mit dem Arm, der Axt usw. ausholen
۲. (کاملا) به عقب/ به گذشته ها برگشتن؛ طول و تفصیل دادن
itr. (Erzähler)
۳. حرف (بیرون) کشیدن از
tr. (Person)
۱. (چیزی را کاملا) عقب بردن/ بلند کردن
itr. (mit dem Arm, der Axt usw. ausholen
۲. (کاملا) به عقب/ به گذشته ها برگشتن؛ طول و تفصیل دادن
itr. (Erzähler)
۳. حرف (بیرون) کشیدن از
tr. (Person)