ausbitten
transitiv۱. خواهش کردن
[*][sich]
Beispiele:
(از کسی) خواهش/ تقاضا کردن که؛ (از کسی) خواستن که، اصرار داشتن که
sich etwas ausbitten (von)
خواهش چیزی را کردن؛ چیزی را خواستن
sich etwas ausbitten
۱. خواهش کردن
[*][sich]
(از کسی) خواهش/ تقاضا کردن که؛ (از کسی) خواستن که، اصرار داشتن که
sich etwas ausbitten (von)
خواهش چیزی را کردن؛ چیزی را خواستن
sich etwas ausbitten