wort dictionary
FADE

aus

Präposition

۱. از... بیرون،‌ از... خارج

Dat. (Raum, Hohlraum)

مثال‌ ها:

از خانه بیرون رفتن/ خارج شدن

aus dem Haus gehen

از گاراژ بیرون آمدن/ خارج شدن/ در آمدن

aus der Ausfahrt kommen

از هواپیما پیاده شدن/ بیرون آمدن

aus der Maschinen steigen

چیزی را از پنجره بیرون انداختن

etwas aus dem Fenster werfen

از پنجره (بیرون را) نگاه کردن

aus dem Fenster sehen

رفتن و چیزی را از باغ آوردن

etwas aus dem Garten holen

چیزی را از (توی/ داخل) اتومبیل دزدیدن

etwas aus dem Wagen stehlen

دستت را از (توی) جیب بیرون بیاور/ دربیاور

nimm die Hand aus der Tasche!

چیزی را از ظرفی به ظرف دیگر ریختن

etwas aus einem Behälter in einen anderen gießen

با بطری نوشیدن

aus der Flasche trinken

از توی یک لیوان نوشیدن

aus einem Glas trinken

۲. از

Ort, Gegend

مثال‌ ها:

از خارج برگشتن

aus dem Ausland zurückkommen

مهمانان خارجی

Gäste aus dem Ausland

از سراسر آلمان

aus ganze Deutschland

از سراسر جهان

aus aller Welt

به گزارشهای رسیده از پایتخت

nach den Berichten aus der Hauptstadt

از مونیخ نامهای نوشتن/ به دست کسی رسیدن

einen Brieg aus München schreiben/ bekommen

تلفنی از برلین

ein Anruf aus Berlin

قطار مونیخ، قطاری که از مونیخ می آید

der Zug aus München

از نزدیک

aus der Nähe

از این فاصله

aus dieser Entfernung

از مونیخ (از مونیخ به بعد)

von München aus

۳. اهل،‌ مال [عا]

Heimat

مثال‌ ها:

اهل لندن است، لندنی است، مال لندن است

er ist/ kommt/ stammt aus London

دانشجویی تهرانی/ اهل تهران

ein Student aus Teheran

همشهری ماست

er kommt aus derselben Stadt wie wir

او اهل آخن است

er ist aus Aachen

۴. متعلق به، مال [عا]؛ مربوط به؛ از؛ از میان؛ از جانب،‌ از سوی

Ursprung, Herkunft

مثال‌ ها:

اثری متعلق به سده پیش

ein Werk aus dem vorigen Jahrhundert

واقعه ای مربوط به سال ...

ein Ereignis aus dem Jahre...

خاطراتی از/ مربوطه به دوران کودکیم

Erinnerungen aus meiner Kindheit

از خانواده ثروتمندی بودن،‌ خانواده ثروتمندی داشتن

aus einer reichen Familien kommen/ stammen

اطلاعاتی از (جانب/ میان) اعالی دریافت کردن

Hinweise aus der Bevölkerung erhalten

دو نفر از (میان) بازیکنان تیم

zwei Spieler aus der Mannschaft

از اشتباهات گذشته عبرت گرفتن

aus den Fehlern der Vergangenheit lernen

بخشهایی از آثار خود را/ از آثار شیلر را برای حاضرات خواند

er hat aus seinen Werken/ aus Schiller gelesen

از طرف خود؛ سر خود

von sich aus

(از طرف من) مانعی ندارد!؛ من حرفی ندارم (مخالف نیستم)!

von mir aus!

۵. از جنس؛ (مرکب)‌ از

Stoff, Material

مثال‌ ها:

قفسه چوبی

ein Regal aus Holz

طلایی (چوبی) (شیشه ای)

aus Gold (aus Holz) (aus Glas)

مرکب از ...

bestehen aus ...

۶. از روی، از سر؛ به (سبب/ دلیل)؛ به عنوان؛ از؛ از شدت، از فرط؛ بنا بر؛ بنا به

Grund, Ursache

مثال‌ ها:

از روی کنجکاوی/ احتیاط

aus Neugierde/ Vorsicht

از روی احترام/ از سر حرمت به کسی، به احترام کسی

aus Achtung vor jmdm.

به این دلیل

aus diesem Grund

از روی/ به عنوان اعتراض

aus Protest

از روی/ به دلیل اضطرار

aus einer Notlage heraus

از شدت نفرت (از روی تنفر)

aus Hass

از روی/ بنابر تجربه

aus Erfahrung

از روی عادت، عادتاً، بنا به عادت

aus Gewohnheit

به این مناسبت

aus diesem Anlass

به چه دلیل؟

aus welchem Grund?

از روی دلسوزی؛ از روی عشق و علاقه

aus Mitleid; aus Liebe

اشتباهاً

aus Versehen

چیزی را از روی تجربه دانستن

etwas aus Erfahrung wissen

۷. با یک خانواده رفت و آمد داشتن

bei einer Familie ein und aus gehen

۸. او چه کاره شده است؟

was ist aus ihm geworden?

۹. از مد افتادن

aus der Mode kommen

۱۰. از حفظ تکرار کردن

aus dem Gedächtnis wiederholen

۱۱. به کلی بیچاره و ناتوان بودن؛ درمانده بودن؛ نه راه پس داشتن و نه راه پیش

weder ein noch aus wissen (nicht mehr ein noch aus wissen)

۱۲. من دیشب با او بیرون بودم

ich war gestern Abend mit ihr aus

۱۳. خواهان چیزی بودن؛ دنبال چیزی بودن؛ به چیزی رغبت فراوان داشتن

auf etwas aus sein