aufwerfen
transitiv۱. زیر و رو کردن، به طرف بالا پرت کردن
tr. (Erde usw.); [*][hat]
۲. پشته/ کپه/ تلنبار کردن؛ روی هم انباشتن
tr. (zu einem Haufen usw.); [*][hat]
۳. [با پشته کردن خاک و غیره] ایجاد کردن، درست کردن، ساختن
tr. (Wall, Damm usw.); [*][hat]
Beispiele:
سد درست کردن
einen Damm aufwerfen
۴. (ناگهان) بلند کردن، بالا بردن، بالا دادن
tr. (Hände, Kopf usw.); [*][hat]
۵. عنوان/ مطرح کردن، پیش آوردن، پیش کشیدن، به میان آوردن، به میان کشیدن
tr. (Problem usw.); [*][hat]
Beispiele:
عنوان/ مطرح شدن، پیش آمدن، به میان آمدن
aufgeworfen werden
۶. [بنا حق] نقش کسی را ایفا کردن، رل کسی را بازی کردن [عا]، خود را کسی دانستن
sich aufwerfen (zum Richter usw.)