aufschrecken
transitiv/intransitiv۱. پریدن از؛ ناگهان بیرون آمدن از (ناگهان از ترس از جا/ از خواب پریدن)
aufschrecken aus (auffahren); [*][ist]; itr.
Beispiele:
از خواب پریدن
aus dem Schlaf aufschrecken
۲. ناگهان ترساندن؛ رماندن؛ [از خواب] پراندن؛ [از خواب و خیال] بیرون آمدن
[*][hat]; tr.
Beispiele:
داد زدن و کسی را از خواب پراندن
mit seinem Schrei jdn. aus dem Schlaf aufschrecken