wort dictionary

aufschnappen

transitiv

۱. (به طور اتفاقی) شنیدن (اطلاع پیدا کردن)، به گوش کسی خوردن

tr. (Worte); [*][hat]

۲. (با دهان در هوا) قاپیدن، گرفتن (سگ)

tr. (mit dem Maul); [*][hat]

۳. باز شدن (قفل؛ در)

itr., ist (Schloss, Tür usw.)

۴. گرفتن

tr. (Grippe usw.)