aufrühren
transitiv۱. برانگیختن (در کسی)؛ بیدار/ زنده کردن (در کسی) (احساسات؛ خاطرات؛ مورد فراموش شده)
aufrühren in jmdn. (Leidenschaft, Erinnerung usw.); [*][hat]
۲. از نو پیش کشیدن،دوباره طرح/ مطرح کردن
alte Streitigkeiten usw.; [*][hat]
۳. منقلب کردن
Person; [*][hat]
۴. زیر و رو کردن، هم زدن
Bodensatz, Teeblätter usw.; [*][hat]