auffischen
transitiv۱. از آب درآوردن (و نجات دادن)
[*][hat]
۲. گیر آوردن؛ اتفاقی پیدا کردن
[*][hat]
۳. بر حسب اتفاق دیدن و آشنا شدن
[*][hat]
۱. از آب درآوردن (و نجات دادن)
[*][hat]
۲. گیر آوردن؛ اتفاقی پیدا کردن
[*][hat]
۳. بر حسب اتفاق دیدن و آشنا شدن
[*][hat]