aufbegehren
intransitiv۱. مخالفت ورزیدن (با)، اعتراض کردن (به)
aufbegehren gegen (protestieren); [*][hat]
۲. به ستیز برخاستن با؛ قد علم کردن علیه، قیام/ طغیان کردن علیه، برخاستن علیه شوریدن بر
aufbegehren gegen (sich wehren); [*][hat]
۱. مخالفت ورزیدن (با)، اعتراض کردن (به)
aufbegehren gegen (protestieren); [*][hat]
۲. به ستیز برخاستن با؛ قد علم کردن علیه، قیام/ طغیان کردن علیه، برخاستن علیه شوریدن بر
aufbegehren gegen (sich wehren); [*][hat]