anschneiden
transitiv۱. بریدن (کیک؛ نان)، اولین قاچ چیزی را زدن، برش دادن؛ ساقه (گل) را کوتاه کردن
۲. [مج:] پیش کشیدن، به میان آوردن،طرح/ مطرح کردن (سوال؛ موضوع)؛ عنوان کردن
۳. آستین سرخود
angeschnittene Ärmel
۱. بریدن (کیک؛ نان)، اولین قاچ چیزی را زدن، برش دادن؛ ساقه (گل) را کوتاه کردن
۲. [مج:] پیش کشیدن، به میان آوردن،طرح/ مطرح کردن (سوال؛ موضوع)؛ عنوان کردن
۳. آستین سرخود
angeschnittene Ärmel