wort dictionary

anmalen

transitiv

۱. رنگ کردن، رنگ زدن

tr. (Flächer); [*][hat]

۲. کشیدن، رسم کردن

tr. (Zeichen usw.); [*][hat]

۳. بزک/ توالت کردن، خود را درست کردن، کرم پودر زدن، میک آپ کردن، سرخاب و سفید آب زدن/ مالیدن

sich anmalen; (sich schminken)