anflehen
transitiv۱. التماس کردن به، عجز و لابه کردن به، تمنا کردن از
[*] [hat]
مثال ها:عبارات کاربردی:
التماس کنان/ به التماس/ ملتمسانه از او کمک می خواست، به او التماس می کرد که کمکش کند
er flehte ihn um Hilfe an
به کسی برای چیزی التماس کردن
jdn. um etwas anflehen
دستم به دامنت!
ich flehe dich an!