absteigen
intransitiv۱. پیاده شدن (از)، پایین آمدن (از)؛ به زیر آمدن (از)
vom Pferd, Fahrrad usw.
Beispiele:
از اسب (از دوچرخه) پیاده شدن
vom Pferd (vom Fahrrad) absteigen
۲. پایین آمدن [ از کوه و نردبان و غیره] پایین رفتن
nach unten steigen
۳. اقامت داشتن (در جایی/ پیش کسی)؛ اتاق گرتفن (در)
im Hotel, bei Freunden usw.
Beispiele:
در یک هتل اقامت گزیدن
in einem Hotel absteigen
۴. [ یک درجه] سقوط/ تنزل کردن
Manschaft usw.
۵. قوس نزولی را طی کردن/ پیمودن، افت/ نتزل کردن
Kurve, Ast usw.