wort dictionary

abgtragen

transitiv

۱. جمع کردن، بردن، از روی میز برداشتن؛ میز/ سفره/ ظرفها را جمع کردن

tr., itr. (Speise, Geschirr usw.)

۲. (تکه تکه) برداشتن؛ صاف/ همواره کردن

tr. (Hügel, Ruine, Gebäude; Gelände usw.)

۳. بتدریج برداشتن

tr. (Geschwulst usw.)

۴. (بتدریج) بازپرداخت کردن، ادا کردن؛ (بتدریج) پرداختن، پس دادن، مستهلک کردن، پرداخت کردن

tr. (Schulden; Zinsen usw.)

۵. کهنه کردن

tr. (Kleider, Schuhe usw.)