abfließen
intransitiv۱. (آب چیزی) رفتن، خالی شدن، در رفتن؛ خارج شدن؛ (به خارج) جاری شدن
[ist]
Beispiele:
پول (مملکت) به خارج فرستاده می شود
das Geld fließt ins Ausland ab
۱. (آب چیزی) رفتن، خالی شدن، در رفتن؛ خارج شدن؛ (به خارج) جاری شدن
[ist]
پول (مملکت) به خارج فرستاده می شود
das Geld fließt ins Ausland ab