abblitzen
schwaches Verb۱. جواب منفی گرفتن، جواب رد شنیدن؛ تو دهنی خوردن [تحق]
[*][ist]
Wendungen:
کسی را دک کردن/ ردکردن/ از سر خود باز کردن؛ به کسی جواب رد دادن/ تو دهنی زدن [تحق]
jdn. abblitzen lassen
۱. جواب منفی گرفتن، جواب رد شنیدن؛ تو دهنی خوردن [تحق]
[*][ist]
کسی را دک کردن/ ردکردن/ از سر خود باز کردن؛ به کسی جواب رد دادن/ تو دهنی زدن [تحق]
jdn. abblitzen lassen