wort dictionary

Widerrede

die
Plural: Widerreden
Genitiv: NULL

۱. مخالفت؛ [نیز:] زبان درازی، یکی به دو؛ فضولی

Beispiele:

چشم بسته، بی چون و چرا

ohne Widerrede

مخالفت نکن؛ زبان درازی موقوف

keine Widerrede!