Widerrede
diePlural: Widerreden
Genitiv: NULL
۱. مخالفت؛ [نیز:] زبان درازی، یکی به دو؛ فضولی
Beispiele:
چشم بسته، بی چون و چرا
ohne Widerrede
مخالفت نکن؛ زبان درازی موقوف
keine Widerrede!
۱. مخالفت؛ [نیز:] زبان درازی، یکی به دو؛ فضولی
چشم بسته، بی چون و چرا
ohne Widerrede
مخالفت نکن؛ زبان درازی موقوف
keine Widerrede!