Widerhall
derPlural: Widerhalle
Genitiv: (e)s
۱. انعکاس، انعکاسِ صدا، پژواک؛ [مج:] بازتاب؛ واکنش
Wendungen:
بازتابی نداشتن
keinen Widerhall finden
بازتابِ پر شوری داشتن، با بازتابِ پر شوری روبرو شدن
großen Widerhall finden
۱. انعکاس، انعکاسِ صدا، پژواک؛ [مج:] بازتاب؛ واکنش
بازتابی نداشتن
keinen Widerhall finden
بازتابِ پر شوری داشتن، با بازتابِ پر شوری روبرو شدن
großen Widerhall finden