wort dictionary

Verderben

das
Plural: Verderben
Genitiv: s

۱. تباهی، نابودی، سیاه روزی؛ مایۀ تباهی / نابودی / سیاه روزی

Untergang

Beispiele:

کسی را تباه کردن / به روزِ سیاه نشاندن

jmdn. ins Verderben stürzen

خود را تباه کردن / به روزِ سیاه نشاندن

in sein Verderben rennen

موادِ مخدر او را تباه کرد / به روزِ سیاه نشاند

Drogen waren sein Verderben