Umstand
der۱. امر، واقعیت، نکته
Tatsache
تنها همین که کسی را در اینجا نمی شناسد ...
allein der Umstand, dass er hier niemanden kennt ...
یکی از نکات عمده/ نامساعد
ein entscheidender/ ungünstiger Umstand
جزئیات امر، جزئیات بیشتر
nähere Umstände
۲. اوضاع (و احوال)، شرایط، وضع، وضعیت، موقعیت، حالت، چگونگی
Pl. (Lage)
وضع/ شرایط طوری است که
durch die äußeren Umstände [bin ich gezwungen, es zu tun]
در شرایط عادی
unter normalen Umständen
در چنین شرایطی ...، با وضعی که هست ...، به این ترتیب ...، در این صورت ...، حال که چنین است ...
unter diesen Umständen ...
حال بیمار بر طبق وضعیت او خوب است (به نسبت وضعیتی که دارد همانطور است که باید باشد)
dem Patienten geht es den Umständen entsprechend
به هیچ وجه، به هیچ ترتیبی، تحت هیچ شرایطی
unter keinen Umständen
در هر صورت، به هر ترتیبی (که شده)، هر طور که شده
unter allen Umständen
احیاناً؛ [نیز:] در صورت لزوم؛ احتمالاً، شاید، در صورت ممکن
unter Umständen
حامله/ باردار/ آبستن بودن
in anderen Umständen sein
۳. زحمت (بیهوده)، دردسر، کار زائد؛ تعارف
Pl. (unnötiger Aufwand, Mühe)
(به خاطر من) زحمت نکشید/ به خودتان دردسر ندهید
machen Sie (meinetwegen) keine Umstände!/ machen Sie sich keine Umstände!
اگر باعث زحمت (تان) نمی شود/ ایجاد زحمت نمی کند/ اگر زحمتی برایتان نیست ...
wenn es Ihnen keine Umstände macht ...
بی تعارف
ohne (viel) Umstand
باعث مزاحمت کسی شدن، به کسی زحمت دادن
jdm. Umstände machen/ bereiten