wort dictionary

Überblick

der
Plural: Überblicke
Genitiv: (e)s

۱. شرح مختصر، خلاصه، فشرده

Abriss, Zusammenfassung

Beispiele:

شرح مختصری به دست دادن از/ درباره ی

einen Überblick geben über Akk.

۲. وسعت دید؛ اِشراف (به)؛ [نیز:] تصور کلی (از)، دید کلی (از)، احاطه ی نظر، سعه ی نظر؛ نظر (اجمالی؛ عمومی)

unz. (über eine Sache)

Beispiele:

وسعت دید ندارد

es fehlt ihm an Überblick

دیگر به موضوع اشراف ندارد/ از چند و چون قضایا بی خبر است

er hat den Überblick verloren

تا حدی اشراف پیدا کردن (به)، تصور کلی ای به دست آوردن (از)

einen Überblick gewinnen; sich einen Überblick verschaffen

از موضوع پرت شدن؛ تسلسل افکار را از دست دادن

den Überblick verlieren

۳. دید (به)، چشم انداز (از بالا)؛ اِشراف (به)؛ تسلط (بر)

auf/ über ein Gelände usw.