wort dictionary

Tour

die
Plural: Touren
Genitiv: NULL

۱. گشت، گردش؛ تور، مسافرت، سفر

Autotour, Bergtour usw.

Beispiele:

گشتی زدن، گردشی کردن؛ [نیز:] سری زدن

eine Tour machen

فردا می خواهیم برویم کوه پیمایی/ برویم و در کوه ها گردش کنیم

wir wollen morgen eine Tour ins Gebirge machen

بیایید با هم برویم دوچرخه سواری، بیایید با دوچرخه گشتی بزنیم؛ بیایید با دوچرخه سری به ... بزنیم

lass uns mit dem Fahrrad eine Tour machen (nach)

۲. کَلَک، بامبول، حقه

Trick

Beispiele:

از این کلک ها نمی توانی به من بزنی

die Tour zieht bei mir nicht

به من یکی سعی نکن بامبول بزنی

komm mir bloß nicht auf die krumme/ linke Tour

اول با ملایمت پیش برویم/ ملایمت به خرج بدهیم

versuchen wir es zuerst auf die sanfte Tour

۳. دور، چرخش، گردش

Pl. (Umdrehung)

Beispiele:

با دور بالا، بسرعت

auf (vollen) Touren

Wendungen:

یک ریز، یک بند

in einer Tour ugs.

۴. طریق، روش؛ رفتار

۵. رج (بافتنی)