wort dictionary

Stichwort

das
Plural: Stichworte
Genitiv: (e)s

۱. کلمه، کلمه ی کلیدی، کلید واژه؛ یادداشت، سرنخ، یاد واژه، (به صورت جمع) نکات مهم (به صورت لغت)

auch fig.

Beispiele:

با شنیدن این کلمه بازیگر وارد صحنه می شود

bei diesem Stichwort tritt der Schauspieler auf die Bühne

و این کلید واژه ای بود برای اصلاحاتِ بعدی

und das war das Stichwort zu den darauffolgenden Reformen

برای سخنرانی خود مطالبی یادداشت کردن

sich ein paar Stichworte für seine Rede aufschreiben

و این نتیجه ی بررسی هاست به صورتِ یادداشت

hier ist das Untersuchungsergebnis in Stichworten

نکات مهم را (به صورت لغت؛ فهرست وار) یادداشت کردن

sich etwas in Stichworten notieren