Stand
der۱. وضعیت، وضع، موقعیت؛ چگونگی، کیفیت؛ تحولات؛ مرحله؛ حد؛ سطح/ ارتفاع (آب)
unz. (Beschaffenheit, Lage, Stufe, Niveau)
وضعیت کنونی پژوهها، چگونگی تحقیقات در مرحله ی کنونی
der heutige Stand der Forschung
چگونگی آخرین تحولات (ـِ تکنولوژی)
neuester Stand (der Technik)
کتابی را روزآمد کردن، آخرین تحولات را در کتابی گنجاندن
ein Buch auf den neuesten Stand bringen
(چگونگی) آخرین تحولات را به اطلاع رساندن
über den letzten Stand der Dinge informieren
اوضا / وضع از چه قرار بود؟
wie war der Stand der Dinge [als du ankamst]?
سطح آب در بالاترین حد خود
der höchste Stand des Wassers
به پایین ترین حد/ سطح رسیدن، کاملاً نزول کردن
den niedrigsten Stand erreichen
=> außerstande; imstande, instand, zustande
در وضعیت خوبی بودن
gut im Stande sein
این آپارتمان در وضعیت خوبی است
die Wohnung ist gut im Stande; die Wohnung ist in gutem Stand
ازدواج کردن
in den Stand der Ehe treten
وضعیت تأهل (مجرد، متأهل، ...)
Familienstand
im Stande => imstande
این اتومبیل خوب مانده است
der Wagen ist gut im Stand(e)
این امکان را برای کسی فراهم آوردن که، کسی را قادر به کاری کردن/ ساختن
jdn. in den Stand setzen, zu ...
۲. دکه، بساط
Verkaufsstand
۳. غرفه [نمایشگاه و غیره]
Messestand usw.
۴. قشر، طبقه
soziale Gruppe
قشر زارعان/ فضلا
der Stand der Bauern/ Gelehrten
(قشر) روحانیون
der geistliche Stand
۵. شغل، گروه شغلی، مشاغل، صنف
Beruf
۶. موقع/ مقام/ منزلت اجتماعی
soziale Stellung
۷. تکیه گاه، جای پا، تعادل، سکون
unz. (Halt)
لق بودن، لرزان بودن؛ [شخص:] تعادل/ تکیه گاه نداشتن
keinen (festen) Stand haben
۸. حالت ایستاده
پرش بدون دورخیز
Sprung aus dem Stand
از حالت ایستاده؛ بدون دورخیز؛ [مج:] فی البداهه، بی مقدمه، ابتدا به ساکن
aus dem Stand
(پیش او) وضع دشواری دارد، (در برابر او) نمی تواند حرفش را بر کرسی بنشاند
er hat (bei ihm) einen schweren Stand
۹. مقدار (روی کنتور، میزان الحراره ...)
شماره ی کنتور (مقدار مصرف شده ی برق، گاز و غیره)
Zählerstand
۱۰. تتمه ی حساب
۱۱. نتیجه ی بازی