Skrupel
derPlural: Skrupel
Genitiv: s
۱. محظور (اخلاقی)، دودلی [از نظر اخلاقی]؛ ناراحتی وجدان، ندای وجدان؛ دغدغه ی خاطر، ملاحظه
meist Pl.
Beispiele:
دودلی به خود راه ندادن در، کاری را بدون دغدغه ی خاطر انجام دادن
keine Skrupel haben zu
۱. محظور (اخلاقی)، دودلی [از نظر اخلاقی]؛ ناراحتی وجدان، ندای وجدان؛ دغدغه ی خاطر، ملاحظه
meist Pl.
دودلی به خود راه ندادن در، کاری را بدون دغدغه ی خاطر انجام دادن
keine Skrupel haben zu