Schub
derPlural: Schübe
Genitiv: (e)s
۱. رانش، نیروی رانشی
Schiebkraft
۲. دسته، گروه
Menge, Gruppe
Beispiele:
دسته دسته، گروه گروه
in Schüben
۳. دوره، مرحله، حمله (بیماری)
Phase; Anfall
Beispiele:
ادواری، متناوب
in Schüben verlaufend
۴. هل (دادن)؛ تکان، فشار (راندن) به جلو
einzelner Stoß
۵. برش، چینش