wort dictionary

Schonung

die
Plural: Schonungen
Genitiv: NULL

۱. استراحت؛ [نیز:] مواظبت، محافظت، مراقبت؛ ملاحظه، ملایمت، مراعات؛ گذشت، اغماض، رحم، امان

unz. (das Schonen)

۲. نهالستان محصور جنگلی

Waldgebiet