Schmiere
diePlural: Schmieren
Genitiv: NULL
۱. گریس، روغن؛ لیزانه، لیزه
Tech.
۲. روغن، ماده ی لزج
Schmutz
۳. روحوضی، تئاتر بی محتوی و سطح پایین
abwertend (schlechtes Theater)
۴. پاییدن [وظیفه ی بپا را بر عهده داشتن]، نگهبانی دادن، کشیک کشیدن
Schmiere stehen
۵. کتک خوردن
Schmiere kriegen/ bekommen