wort dictionary

Schild

der
Plural: Schilde
Genitiv: (e)s

۱. سپر

Wendungen:

نقشه ای داشتن، فکر کاری/ نقشه ای در سر داشتن، کاسه ای زیر نیم کاسه داشتن

etwas im Schilde führen

۲. حفاظ

im Reaktor

۳. کاسه ی (لاک) لاک پشت